تبليغاتX
باران - و این گذشته پر اشتباه....یعنی مرگ

باران

روز نوشت

عبور خستگی از روی راه یعنی مرگ

سقوط از همه سو توی چاه یعنی مرگ

 

دوباره لاشه ی من روی شانه های زمین

دوباره عکس زمین توی ماه یعنی مرگ

 

من و تو مثل دو تا اشتباه رخ دادیم

و اقتضای ...دو تا اشتباه یعنی مرگ

 

مترسکی شدم و با کلاغ دوست شدم!

و زا براه شدم زابراه....یعنی مرگ....

 

دوبار مار مرا می گزد و این یعنی

دوباره بند سفید و سیاه یعنی مرگ

 

قطار ثانیه ها سوت می زند باید....

سریع رد بشوم ایست گاه یعنی مرگ

 

دوباره بغض مرا تنگ می کشد به بغل

و این سکوت پر از بغض و آه یعنی مرگ

 

و آه ها همگی" آ"ی بی کلاه شدند

درین زمانه سر بی کلاه یعنی مرگ

 

به چشم این من خسته گناه یعنی عشق

به چشم این همه آدم ...گناه یعنی مرگ

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 22:34  توسط باران