تبليغاتX
باران - حالیست مرا اگر تو را می دیدم.....

باران

روز نوشت

حالیست مرا اگر تو را می دیدم.....

(۱)

حالیست مرا که بازگویش نکنم

بازیچه ی هر  بهانه جویش نکنم 

این حال خوشم ز توست این حال خوشم

جز با تو.... به غیر گفتگویش نکنم

 

 

(۲)

حالیست مرا که شب به ماهش گویم

در روز.......به عابران...... راهش گویم

گیرم که کسی گوش به دردم نسپرد

درسینه نهان کنم.... به چاهش گویم

 

 

(۳)

حالیست مرا که گر تو را می دیدم

می گفتمت ای نگار و  می گرییدم

عشق تو مرا به کوی رسوایی برد

امد به سرم از انچه... می ترسیدم

 

 

(۴)

حالیست مرا که عشق  تعبیرش کن

رنج خوش و درد شاد تفسیرش کن

خواهی که به کنه حال ما پی ببری

اهی ز جگر بر ار و تصویرش کن

 

 

(۵)

حالیست مراکه عشق نامش ....کردند

انکس که خرید خون به جامش کردند

بر منظر خلق روزگارش ...بردند

انگشت نمای خاص و عامش کردند

 

 

(۶)

حالیست مرا که لاله میداند و بس

اهل دل و دردو  ناله میداند و بس

من عاشقم و به می حوالت شده ام

اندوه مرا پیاله می داند و بس

 

 

(۷)

حالیست مرا و نعره هر جانزنم

فریاد به کوه و دشت و صحرا نزنم

در غیبت تو چه کرد با ما ...غم تو

در پرده بگو که پرده بالا نزنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:43  توسط باران